پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388
چشم انداز یا سرنوشت یک شهر
اهمیت چشم انداز و چشم انداز سازی در تعیین سرنوشت اقتصادی ، اجتماعی و کالبدی شهرها و محلات به گونه ای است که می توان آن را به مثابه " قلب فرایند برنامه ریزی و طراحی شهری راهبردی" محسوب نمود. در وضعیت کنونی ، یعنی در عصر جهانی شدن و تشدید رقابت شهرها که بر سر سهم بیشتری از ثروت ها ، استعدادهای درخشان و جلب توجه جامعه بین المللی صورت می گیرد، امر تدوین و اجرای چشم انداز برای شهرها دیگر نه یک "انتخاب" بلکه به یک "ضرورت "بدل شده است. در زمینه فرایند چشم انداز سازی مدل های گوناگونی وجود دارد و در زمینه تامین مشارکت مردم و استخراج چشم انداز مشترک نیز تکنیک های متنوعی در دسترس است. با این وجود بررسی ها نشان می دهد که در مورد شیوه صورت بندی " بیانیه چشم انداز" خلا قابل توجهی وجود دارد .
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
ترجمه مقاله(مدیریت بحران سیل در انگلستان و ولز :از زهکشی زمین تا مدیریت خطرپذیری سیل)
مدیریت بحران سیل در انگلستان و ولز :از زهکشی زمین تا مدیریت خطرپذیری سیل
"خانم اس . ام . تانسال ، دکتر سی . ال . جانسون و پروفسور ای . سی . پنینگ رسل"
چکیده
سیل یک بحران عمده طبیعی در انگلستان است . سیاست های دولت در موردمدیریت بحران سیل اساسا در طول 50 سال گذشته هم بعنوان نتیجه پاسخ های عکس العملی به حوادث عمده سیل و هم بطور فزاینده در پاسخ به تاثیرات خارجی در زمینه سیاست های پیشگیری از سیل تغییر کرده است .
ادامه مطلب
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
دومین کنفرانس شهرداری الکترونیکی اردیبهشت 88 برگزار می شود
| ||||
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
سخن برگزیده ماه
|
خدا - کنارِ کوره - در میانِ کارخانه - ایستاده است و دستهای پر فتوتش - به شوکتِ بلوغِ شهر - می دمد! |
باغِ آينه
چراغي به دستام چراغي در برابرم.
من به جنگ ِ سياهي ميروم.
گهوارههاي ِ خستهگي
از کشاکش ِ رفتوآمدها
بازايستادهاند،
و خورشيدي از اعماق
کهکشانهاي ِ خاکسترشده را روشن ميکند.
□
فريادهاي ِ عاصيي ِ آذرخش ــ
هنگامي که تگرگ
در بطن ِ بيقرار ِ ابر
نطفه ميبندد.
و درد ِ خاموشوار ِ تاک ــ
هنگامي که غورهي ِ خُرد
در انتهاي ِ شاخسار ِ طولانيي ِ پيچپيچ جوانه ميزند.
فرياد ِ من همه گريز ِ از درد بود
چرا که من در وحشتانگيزترين ِ شبها آفتاب را به دعائي نوميدوار
طلب ميکردهام
□
تو از خورشيدها آمدهاي از سپيدهدمها آمدهاي
تو از آينهها و ابريشمها آمدهاي.
□
در خلئي که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتماد ِ تو را به دعائي
نوميدوار طلب کرده بودم.
جرياني جدي
در فاصلهي ِ دو مرگ
در تهيي ِ ميان ِ دو تنهائي ــ
]نگاه و اعتماد ِ تو بدينگونه است
