شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
برنامه ريزي حمل و نقل در كنار(ITS)
مقدمه:
تحولات سريع در فن آوري و ظهور عصر اطلاع رساني تاثيرات چشمگيري بر جوامع گذاشته است.فن آوري بر انتخابهاي ما در زمان و مكان و علت مسافرتهاي ما اثر گذارده است و از برخي جهات امروزه اين تاثير بيش از قبل نيز ميباشد. معذالك, ما به سيستم حمل و نقل زميني اعتمادي زيادي داريم و تصور ميكنيم كه اين سيستم حمل و نقل امكان مسافرت در هر زمان و هر مكان ، باشد يا روشي قابل پيش بيني را برايمان فراهم ميآورد.
با گذشت زمان, استفاده از سيستم حمل و نقل زميني گستردهتر ميگردد و افزايش ميزان مسافرتها و تغييرات در الگوهاي سفر نياز به تقويت مديريت و عملكرد سيستم موجود را بيشتر ميكند. كاربرد و فنآوري در بخش حمل و نقل امكان بالقوه گسترش عمليات و مديريت را كه امروزه بهترين چالش براي صاحبنظران حمل و نقل محسوب ميشود, فراهم ميآورد.
سيستمهاي حمل و نقل هوشمند (ITS) عبارتند از كاربرد رايانه, الكترونيك و ديگر فنآوريهاي ارتباطاتي و استراتژي هاي مديريت – به گونهاي هماهنگ و يكپارچه – كه اطلاعات لازم جهت افزايش ايمني و كارآيي سيستم حمل و نقل زميني را براي مسافر فراهم ميآورد. ITS همچنين اطلاعات سودمند و اساسي را در اختيار راهبران سيستم قرار ميدهد.
اين گزارش اطلاعات لازم جهت راهبري و عملكرد بهينه با كمك ITS را در اختيار ما ميگذارد. براي دستيابي به اين هدف, به برنامهريزي دقيق و تنظيم سرمايههاي خود در ITS و همچنين بهبود حمل و نقل سنتي نياز داريم.
تاريخچه
بين سالهاي 1980 و 1995 , ميزان مسافت طي شده ساليانه در ايالات متحده از 53/1 تريليون به 42/2 تريليون مايل يعني حدود 58 درصد افزايش يافته *1 كه طي همين مدت ظرفيت مسيرها فقط حدود 1 درصد يعني از 86/3 ميليون به 91/3 ميليون مايل افزايش داشته است*2 . در 50 ناحيه از نواحي شهري كشور , ميزان ازدحام از 3/7 ميليون ساعت روزانه براي هر فرد در سال 1982 به 2/14 ميليون ساعت در سال 1993 رسيده است كه تقريبا" دو برابر ميباشد*3 . الگوهاي سفر نيز با رشد فزاينده در سفرهاي برون شهري و بين كلان شهرها تغيير كرده و تمام اين عوامل, به ترافيك فزاينده بزرگراهها, راههاي اصلي و مسيرهاي محلي اضافه شده است. افراد امروزه, با ميانگين روزانه 1 ساعت و 13 دقيقه براي تمام رانندگان زمان بيشتري را صرف رانندگي ميكنند. افزايش ترافيك نيز بر وسائط نقليه باري كه شاهد تاخيرهاي فزايندهاي در حمل و نقل كالاها و خدمات خود هستند اثر گذاشته و موجب ازدياد هزينههاي آنان شده است. به علاوه, ازدحام و ترافيك توقف و حركت موجب نارضايتي رانندگان شده و ميزان ايمني را پايين آورده است. در ضمن رشد ميزان سفر و تغييرات در الگوهاي سفر نيز چالشهاي جديدي براي سازمانهاي حمل و نقل ايجاد ميكند.
در نتيجه يك سيستم حمل و نقل با قابليت توسعه در ايجاد سهولت حركت, دسترسي و ايمني مطابق با و تقاضاي مردم آمريكا مورد نياز ميباشد خوشبختانه امكاناتي براي گسترش راهبري و مديريت سيستمهاي كنوني از طريق ITS در تركيب با سرمايهگذاريهاي سنتي وجود دارد. به دلايل اشاره شده در زير, تركيبي از شيوههاي سرمايهگذاري (شامل سرمايه, راهبري و استراتژي ها و مديريت) لازم است كه موجب افزايش كارآيي وايمني در سيستمهاي بزرگراهي و ترانزيت كنوني مىٍشود.
مسايل مالي، زيست محيطي و ايمني وديگر ملاحظات سياسي , افزايش حجم سيستم حمل و نقل را مشكل ميسازد. بخصوص در كلان شهرها با توجه به ميزان آلودگي هوا, موانع بسياري در خصوص افزايش ظرفيت حمل و نقل از طريق ساخت و توسعه بزرگراهها و مسيرها وجود دارد.
حتي اگر موانع فوق وجود نيز نداشت، باز هم ساخت راههاي جديد با وجود رشد فزاينده جمعيت امكان پذير نبود، چرا كه بارها و بارها بزرگراههاي جديد در مناطق مختلف ساخته شده كه در برخي موارد حتي پس از كمتر از چندين ماه از ترافيك متراكم گشتهاند. به اين ترتيب , صاحبنظران به دنبال راههايي براي پاسخگويي به نيازهاي سهولت حركت با تركيبي از شيوههايي هستند كه محدوديت منابع موازنه شده در برابر عوامل اجتماعي , اقتصادي و زيست محيطي را به خوبي تشخيص دهد.
با در نظر گرفتن رشد اقتصادي و جمعيت در دهه 1990 ، احتمال ايجاد كاهش سفر به نظر براي افراد از محالات ميباشد. تقاضا براي سهولت حركت و دسترسي آسان با نياز و تمايل افراد به كار, تجارت شخصي و بهرهمندي از امكانات تفريحي و براي مشاغل مربوط به حمل كالاها و خدمات به طور ارزان و سريع در نواحي محلي, مناطق شهري و يا در سراسر كشور ناشي ميشود. اتخاذ گسترده فلسفه حمل و نقل به موقع در تجارت امريكا نيز نياز به سيستم حمل و نقل را افزايش داده است . در واقع قابليت پيش بيني سيستم حمل و نقل, موجب صرفه جويي در هزينههاي ثابت و پيش بيني نشده در مشاغل مربوط به حمل كالا ميگردد. اينگونه افراد در مشاغل بايستي زمان سفر را به دقت بسنجند چرا كه منفعت و سوددهي آنها به اين اطلاعات بستگي دارد.
تاكيد چهارچوب برنامه ريزي [1] ISTEA بر مديريت و عملكردهاي سيستم
عملكرد بهتر و هوشمندتر سيستم موجود در اولويت ميباشد و اصل اوليه سياست كنوني حمل و نقل فدرال بر اين امر استوار است. قانون كارآيي حمل و نقل زميني چند ساختي (ISTEA) در سال 1991 بر اساس واقعيات و شرايط ذكر شده در بالا تدوين گرديد .
1- Intermodal Surface Transpartation Efficieny ACT
|
ISTEA بر مديريت سيستم ها تاكيد ورزيده و بهرهوري را در تركيبي از سرمايه و استراتژيهاي راهبري و مديريت ميبيند. |
سرمايهگذاري ISTEA بر روي سيستمهاي حمل و نقل هوشمند(ITS)
ISTEA با توجه به الگوهاي برنامهريزي خود, امكان سرمايهگذاري در ITS و اجراي كاربردهاي آن را به عنوان بخشي از ادغام سرمايه براي ايالات و كلان شهرهاي آمريكا فراهم نمود و بودجه تحقيقاتي ويژهاي را به منظور "جهش آغازين" در اجراي فن آوريها و استراتژيهاي ITS در نظر گرفت. به دليل قابليت دسترسي بودجه و امكان تحقيقات فدرال ، توسعه طرح ملي ITS (چهارچوبي براي كاربرد ITS در سرتاسر ايالات، مناطق و اختيارات قضايي) و استانداردهاي آن از سال 1991 به ميزان قابل توجهي گسترش يافته است. دهها آزمايش در خصوص عملكرد ITS آغاز شده است كه كاربردهاي خاص آن مورد استفاده قرار گرفته و نتايج آن ارزيابي شده است. از اين نتايج اطلاعات سودمند بسياري را براي متخصصين , مشاوران و فروشندگاني كه كارشان توليد, طراحي و بازاريابي فنآوريهاي ITS است, فراهم نموده است.
به دليل شرايط ويژه سرمايهگذاري (در تحقيقات و توسعه)، ITS در ISTEA , برنامه ريزي براي ITS قاعدتا" خارج از چهارچوب برنامهريزي ISTEA انجام گرفته است. بنابراين ,در حالي كه سالهاست جهت توسعه كاربردهاي ITS تلاش ميشود (مثل چراغهاي راهنمايي هماهنگ در خيابانها و سيستمهاي مكان ياب خودرو خودكار در اتوبوسهاي عمومي), هنوز ITS به عنوان بخشي لاينفك در برنامه ريزي حمل و نقل و تصميم گيري براي سرمايه گذاري آن قرار نگرفته است. ITS كاملا" مشخص است و ديگر نميتوان آن را يك بهرهبرداري جنبي يا اتفاقي به شمار آورد و قطعا" بايد به عرصهاي واقعي فراتر از تحقيقات و توسعه پاي گذارد.

